وب سایت کلمه به نقل از روزنامه ایتالیایی "آرتیکولو" زندانی شدن یک زوج روزنامه نگار (بهمن احمدی امویی و ژیلا بنی یعقوب )را در حوادث پس از انتخابات دستمایه ی گزارشی از وضعیت آزادی بیان و حقوق زندانیان در ایران قرار داده است. نویسنده این مقاله مارکو کوراتلو روزنامه نگار ایتالیایی روزنامه "آرتیکولو" است.
مقاله این روزنامه نگار ایتالیایی را در ادامه می بینید :
نیمه های شب ۲۰ ژوئن گذشته آنها را دستگیر کردند. شش نفرمامور امنیتی با لباس شخصی در خانه شان حاضر شده بودند. هیچیک از آنها خود را معرفی نکرده بود. سه نفر از آنها بیرون مانده، و سه نفر دیگر وارد آپارتمان شدند و برای دو ساعت آپارتمان را زیر و رو کردند. بهمن و ژیلا همسر او را درباره فعالیت های حرفه ای و عقاید سیاسی یک یکشان بازجویی کردند. سی دی ها، کتاب ها، نوشته ها، و حتا آلبوم های عکس خانوادگی را ضبط کردند. سپس حکم بازداشتی رانشان دادند که امضای دادستان وقت تهران سعید مرتضوی را داشت.
بهمن احمدی امویی دیگر از اوین خارج نشد. امروز ۲۳۴ روز است. هفت ماه و نیم. ژیلا بنی یعقوب را پس از ۶۰ روز در تاریخ ۱۹ آگوست با ضمانت ۹۰ هزار یورویی رها کردند. از آن روز نبرد ژیلا، این زن کوچک اندام بی باک این شده است که بهمن اش و دیگر دوستانی را که در اوین باقی مانده اند ، به خانه باز گرداند. در این نبرد نابرابر حریف او کسانی هستند که به هیچ قانونی پایبند نیست. وفعلا آنها برنده شده و بهمن در ۱۱ دسامبر گذشته از طرف شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد. حکم بسیار سنگین او ۷ سال و ۴ ماه زندان و ۳۴ ضربه شلاق است
ژیلا و بهمن هر دو روزنامه نگارند. ژیلا سر دبیر سایت کانون زنان ایرانی است، و سالهاست که در حوزه زنان و برای آزادی و برابری آنها - که در جمهوری اسلامی مانند میدان مین است - فعالیت می کند. او پیشتر در سال ۲۰۰۶ و سپس در ۲۰۰۷ زندانی شده بود، او را به انفرادی فرستاده، در تاریکی بازجویی اش کرده، و حتا مجبور به نوشیدن آب آشامیدنی غیرسالم شده بود که مسمومیت او را در پی داشت.
ژیلا از آغاز کنندگان کمپین یک ملیون امضاء برای برابری و تغییر قوانین جنسیتی تبیعیض آمیز ایران است. بنیاد المللی رسانه های زنان در سال ۲۰۰۹ جایزه شجاعت در روزنامه نگاری را به او اهدا کرد. اما در ماه اکتبر هنگامی که جشن اهدای جوایز در نیویورک و واشنگتون دی سی برگزار شد، ژیلا آنجا حضور نداشت. گیریم که به او اجازه خروج از کشورنیز داده بودند، چگونه میتوانست از بهمن اش دور شود؟
بهمن به امور متفاوتی می پردازد. او خبرنگار اقتصادی است و برای روزنامه های اصلاح طلب متعددی، از جمله سرمایه که چند ماه پیش به دلیل سانسور بسته شد، کار میکند. او از ایل بختیاری است که با دامداری گذران زندگی میکنند و در میان دامنه های زاگرس و استان خوزستان کوچ و به ییلاق و قشلاق می روند. بهمن تحصیلات ابتداییش را در خوزستان و پس از آن دوره اقتصاد را در دانشگاه بابلسر، بر ساحل دریای خزر، سپری کرد. حرفه او از همانجا آغاز شد.
بهمن مرتکب جرم بسیار سنگینی شده. او در مقاله هایش، قاطعانه و به دفعات، سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار داده ، وسعت فساد اقتصادی حاضر در کشور را عریان کرده، و حتا دلیل کسر بودجه سنگین کشور و تورم در حال رشد را ادامه سلطه دولت بر تمامی جوانب زندگی اقتصادی مطرح کرده است. علاوه بر همه اینها، او و همسرش ژیلا در انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن از حامیان میر حسین موسوی بودند. دادستان مرتضوی دیگر به دلیلی بیش از این ها نیاز نداشت تا بهمن را مورد پذیرایی خاص قرار دهد.
بهمن را بیش از دو ماه در سلول انفرادی در بند ۲۰۹ اوین نگه داشته و به ندرت به خانواده اش اجازه ملاقات دادند (تنها یک بار در طول ۶۵ روز بازداشت). به وکیل او، فریده غیرت، به دروغ گفتند که پرونده بهمن وجود نداشته و یا پیدا نمی شده است و به این ترتیب نه تنها امکان شناخت اتهامات علیه او را از وکیلش گرفتند، بلکه وکیل او حتا نمیدانست برای به جا آوردن مراتب آزادی با ضمانت او به کدام شعبه دادگاه مراجعه کند.
در ماه نوامبر، برای تنبیه بهمن که به خود اجازه اعتراض به شرایط نامناسب بهداشتی اوین را داده بود، او را بار دیگر روانه انفرادی کردند، اینبار در بند ۳۰۵.
و ژیلا؟ ژیلا به نبرد خود در بیرون ادامه داده است. مصاحبه ها کرده، در برابر دادگستری بست نشسته، بیانیه داده، و نامه های عاشقانه به بهمن نوشته است.
روز اول سپتامبر: " عزیزم، دیروز به زندان اوین آمدم. حدس میزدم که اجازه دیدارت را به من ندهند، ولی به هر حال آمدم چون در میان دیوار های اوین، نزدیکتر به تو و دیگر دوستان عزیزم، احساس بهتری دارم. نه تنها دوشنبه که روز ملاقات زندانیان است، بلکه دیگر روزها هم آمدم برای اینکه به تو و دیگر دوستان زندانیم احساس نزدیکی بیشتر کنم."
8نوامبر:" امروز، بعد از ده سال که از زندگی مشترکمان می گذرد، تو را بیشتر از همیشه میشناسم و بیش از همیشه به تو افتخار میکنم. افتخار، چون هر وقت تو را می بینم، هرگز هیچ سوالی درباره پرونده خودت نمی پرسی. هرگز نمی پرسی کی آزاد خواهی شد. و هر وقت می خواهم درباره اش صحبت کنم، بلا فاصله موضوع صحبت را عوض می کنی."
18نوامبر، سالروز ازدواج:امروز درست یازده سال از با تو بودن برای من می گذرد.درست در همین روز بود که زندگی مشترک را آغاز کردیم .آن روز در مراسمی ساده و کوچک این شروع را جشن گرفتیم .تو مثل همیشه ساده بودی .حتی کت و شلوار هم نپوشیده بودی .همان شلوار جین با پیراهنی را که دوست داشتم و دوست داشتی پوشیده بودی .به اصرار دوستان و فامیل فقط موقع عکس انداختن یک کت هم پوشیدی
در آخر :" یادت هست که همیشه آن ضرب المثل آسیایی را تکرار می کردی که رنج را به قدرت بدل کنیم؟ به تو قول می دهم که تمامی رنج و سختی های پیش رویم را به قدرت تبدیل خواهم کرد. امیدوارم تو نیز به نوبه خود آن ضرب المثل را فراموش نکرده باشی و بتوانی درد و رنج زندان را به قدرت تبدیل کنی. یقین دارم که خواهی توانست
آدرس مقاله در نشریه ایتالیایی
http://www.articolo21.org/580/notizia/jila-e-bahman-lettere-damore-per-evin.html
نوزدهم فوریه 2010
نوشته : مارکو کوراتلو(روزنامه نگار ایتالیایی )
مترجم : لیلی بهبهانی